اثر ادبی

شمارهٔ ۲۵ - خیال مستان

ملک‌الشعرا بهار•مثنویات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
♡
۰

چو می خوردی خیال بد میندیش

که از مستی خیال بد شود بیش

۱

خیال بد چو افزون‌ شد، شر آرد

به ناگه عمر مظلومی سر آرد

۲

زن ار داری دهی ناگه طلاقش

پس آنگه زار نالی در فراقش

۳

پسر گر داری او را حیز خوانی

وزین حرفش سوی حیزی کشانی

۴

رفیق ار داری او را زشت گویی

به‌تو خشم آورد زین زشت‌خویی

۵

به نزدیکان فرستی زشت پیغام

بهٔاران می‌دهی صدگونه دشنام

۶

چو کشتی کینه در قلب صمیمان

ندارد سود اگر گشتی پشیمان

۷

چو رنجیدند یارانت کماهی

نبخشندت اگر صد عذر خواهی

۸

نبخشندت وگر بخشند ناچار

تنک مغزت بخوانند وسبکسار

۹

به مستی فکر بد جان را عذابست

وگر هرگزننوشی می‌، صوابست

۱۰

به جای آن که در اصلاح کوشی

همان بهتر که هرگز می ننوشی

۱۱

ز من گر بشنوی از می بکش دست

سگ دیوانه به از مردم مست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…