اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹ - مخبر بی‌خبر

ملک‌الشعرا بهار•مثنویات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
♡
۰

مخبر ما رفت و آمد تنگدست

بی‌خبر چون گنگ خواب‌آلود مست

۱

دفتری خالی ز اخبار جدید

همچو چشم بنده اوراق‌ش سفید

۲

لب ز بوری سوی زبر آویخه

وز دهانش آب حسرت ریخته

۳

یک نظر سوی من و دیگر نظر

سوی‌ شاگردی که می‌خواهد خبر

۴

گفتم اخبار وزارتخانه چیست‌؟

اطلاعات خود و بیگانه چیست‌؟

۵

چیست اوضاع اخیر اصفهان‌؟

چیست احوالات آذربایجان‌؟

۶

کار مظلومین کردستان چه شد؟

قصهٔ کاشان و اردستان چه شد؟

۷

دولت از سلماس و خوی آگاه نیست

پس بگو اوضاع کرمانشاه چیست‌؟

۸

دانم آگه نیستی از ناصری

کس ندید آن تلگراف آخری

۹

لیک در دزفول و خوزستان چه بود؟

وقعهٔ بوشهر و شهرستان چه بود؟

۱۰

صحبت سنجابی و کلهر چه شد؟‌!

در بروجرد اغتشاش لر چه شد؟

۱۱

از جنوب ار نیست اصلا اطلاع

ور در آنجا نیست دعوا و نزاع

۱۲

استرآباد و قشون روس چیست‌؟‌!

گفتگوی گنبد قابوس چیست‌؟

۱۳

گفتگوی شاهرود آخر چه بود؟

من ندانم هرچه بود آخر چه بود؟

۱۴

خود بگو مازندران حالش چیه‌؟

انزلی و رشت احوالش چیه‌؟

۱۵

روس در قزوین چه وارد کرده است‌؟

یا چه میزان قوه بیرون برده است‌؟

۱۶

من ز هر جانب از او اندر سؤال

مخبر بیچاره سرگردان و لال

۱۷

گفتمش بیچاره گنگی یا کری‌؟‌!

یا تو هم‌ چون من به‌ حال دیگری‌؟‌!

۱۸

ساعت پنج است و مطلب لازم است

از برای اول شب لازم است

۱۹

مطبعه بیکار و سرگردان شده

روزنامه بی‌خبر، ویلان شده

۲۰

آخر آمد مخبر بیچاره جِر

عقدهٔ حلقوم او شد منفجر

۲۱

گفت صد لعنت به شمر و حرمله

داد از دست وزیر داخله‌!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…