اثر ادبی

شمارهٔ ۴۵ - انسان و جنگ

ملک‌الشعرا بهار•مثنویات•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

شبی لب فروبسته بودم ز حرف

خرد غرق اندیشه‌های شگرف

۱

درآمد بت مهربانم به بر

خرامنده بر سان طاوس نر

۲

همه مهر و خوش‌خویی و نیکویی

بدیع‌ است‌ با نیکویی خوش‌خویی

۳

به دست اندرش نامه‌ای از فرنگ

سخن‌ها درو بر ز پیکار و جنگ

۴

که قیصر به دریا سپه رانده است

به‌آب‌اندرون آتش افشانده است

۵

نوین مرزیان زین برآشفته‌اند

به بیغاره بر چیزهاگفته‌اند

۶

ازین پس به دریاست جنگی بزرگ

میان عقاب و نهنگ سترگ

۷

ببینیم تا بال و پر عقاب

بریزد درین پهن دربای آب

۸

و یا گرده‌گاه دلاور نهنگ

زمانه بدرد به روئینه چنگ

۹

برآشفت و گفت این چه دیوانگیست

نه‌خون ریختن رسم فرزانگیست

۱۰

گروهی که در کینه پیچیده‌اند

چه از مهربانی زیان دیده‌اند

۱۱

یکی بنگر از دیده دوربین

به‌پایان این رزم و پرخاش وکین‌!

۱۲

بدوگفتم ای ازدر آشتی

تو ز اندیشه‌ام بند برداشتی

۱۳

کس این جنگ را دیر برنشمرد

ز خرداد و از تیر برنگذرد

۱۴

وگر بگذرد، نیز پایانش هست

جهان شست‌ خواهد ز خونابه‌ دست

۱۵

بشوید جهان دست‌، لیک آدمی

همی‌ تا بود جنگ جوید همی

۱۶

که مردم به جنگ اندر آماده‌اند

ز مادر همه جنگ را زاده‌اند

۱۷

رود جنگ آنگه زگیتی به در

که نه ماده برجای ماند، نه نر

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…