اثر ادبی

شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج

ملک‌الشعرا بهار•مثنویات•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

برو کار می‌کن مگو چیست کار

که سرمایهٔ جاودانی‌ست کار

۱

نگر تا که دهقان دانا چه گفت

به ‌فرزندگان‌، چون‌ همی‌خواست خفت

۲

که میراث خود را بدارید دوست

که گنجی ز پیشینیان‌ اندر اوست

۳

من آن را ندانستم اندر کجاست

پژوهیدن و یافتن با شماست

۴

چو شد مهرمه کشتگه‌ برکنید

همه جای آن زیر و بالا کنید

۵

نمانید ناکنده جایی ز باغ

بگیرید از آن گنج هرجا سراغ

۶

پدر مرد و پوران به امید گنج

به کاویدن دشت بردند رنج

۷

به گاوآهن و بیل کندند زود

هم‌اینجا، هم‌آنجا و هرجا که بود

۸

قضا را در آن‌ سال‌ از آن خوب شخم

ز هر تخم برخاست هفتاد تخم

۹

نشد گنج پیدا ولی رنجشان

چنان چون پدر گفت شد گنجشان

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…