اثر ادبی

شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاه

♡
۰

کلی را سر از زخم ناسور بود

ز خارش توانش ز تن دور بود

۱

کنار یکی نهر، خارید سر

کلاهش فتاد اندر آن نهر در

۲

بجنبید و بشتافت بر طرف آب

ولی آب را زو فزون‌ بُد شتاب

۳

کله گه بغلتید و گه شد به اوج

به فرجام گم گشت در زیر موج

۴

چو نومید شد کل ز صید کلاه

برون قاه قاه و درون آه آه

۵

به ‌یاران چنین گفت‌: کاین رشکلاخ

برای سرم بود لختی فراخ

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…