۰
ناآمرزیده مرد آزرمان را به زندان مکن، گزیده و بزرگ مردم و هشیار مرد را بر بند زندانبان کن.
۱
به زندان مکن آبرومند را
میفکن نهال برومند را
۲
(جوان گنه کاره دربان مکن
به زندان مر او را نگهبان مکن)
۳
کسی کاو ندارد ز یزدان هراس
ندارد تو را بی گمان نیز پاس
۴
به زندانت بگمار مردی گزین
بزرگ و هشیوار و پاکیزهدین
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.