۰
بهخواسته و چیزگیتی گستاخمباش،چهخواسته و چیز (مال و منال) گیتی ایدون همانا چونمرغیاست کهازین درخت بر آن درخت نشسته و به هیچ درخت نپاید.
۱
به گنج و به کالای گیتی مناز
که کالای گیتی نپاید دراز
۲
چو مرغیاست گنج زر و خواسته
جهان چون یکی باغ آراسته
۳
ز شاخی به شاخی برآید همی
به یک شاخ هرگز نپاید همی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.