۰

چهار کار دژآگاهی (‌نادانی‌) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی (‌یعنی‌: زبردستی و زورمندی‌) نمودن‌، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نبرد آورد، دیگ‌ر مرد پیر ریژخوی که زنی برنا به زنی گیرد و دیگر مرد گشن (‌جوان‌) که زنی پیر به زنی کند.

۱

دژآگه چهار است کز خوی بد

کند دشمنی با تن و جان خود

۲

یکی «پادیاوند» مردم گزای

به‌ هر کار و هر چیز زور آزمای

۳

دگر نره دروبش با داروبرد

که با مهتر از خویش جوید نبرد

۴

سه دیگر کهن سالهٔ ریژخوی

که هنگام ییری شود جفت ‌جوی

۵

کرا پیر سر هست جفت جوان

بود دشمن خویشتن بی گمان

۶

چهارم جوانی که جوید زنی

شود جفت پیره‌زن ربمنی

۷

جوانی که خسبد بر پیره‌زن

بود بی گمان دشمن خویشتن

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…