۰
یقین دِرُم اثر امشو به هایهایِ مو نیست
که یار مسته و گوشِش به گریههای مو نیست
۱
خدا خدا چه ثِمَر ای موذنا کامشو
خدا خدای شمایه خدا خدای مو نیست
۲
نمود خونمه پامال و خونبهامه نداد
زدم چو بر دَمَنش دست، گفت پای مو نیست
۳
بریز خونمه با دست نازِنین خودت
چره که بِیتر ازی هیچه خونبهای مو نیست
۴
بهار اگر شوِ صدبار بمیرُم از غم دوست
به جرم عشق و محبت، هنوز جزای مو نیست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.