اثر ادبی

قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجان

رهی معیری•چند قطعه•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

فغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت

به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی

۱

گّسست رشتهٔ پیوند، یارِ دشمن‌خوی

شکست حقّهٔ الفت، حریفِ حق‌شکنی

۲

جفایِ زاغ و زغن بین که از سیاه‌دلی

به بلبلان نگذارند گوشه چمنی

۳

به تیره‌بختیِ ما شمعِ انجمن سوزد

به هرکجا که حریفان کنند انجمنی

۴

بنایِ خانهٔ بیداد واژگون گردد

به دستِ تیرزنی یا به آهِ پیرزنی

۵

کسی که بد به وطن گفت بی‌وطن بادا

که بر وطن نزند طعنه غیرِ بی‌وطنی

۶

اگر میانه و تبریز و اردبیل افتاد

به دستِ غیر، چو گنجی به دستِ راهزنی

۷

«به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند

چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی»

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…