۰
ثریای فیروزهگون چشم من
که چون آسمان پاس دلها نداشت
۱
در انگشتری داشت فیروزهای
که همرنگ آن چرخ مینا نداشت
۲
همه خیره در جلوه و رنگ او
ولی جلوه در دیده ما نداشت
۳
که فیروزهای پربها بود لیک
بها پیش چشم ثریا نداشت
ثریای فیروزهگون چشم من
که چون آسمان پاس دلها نداشت
در انگشتری داشت فیروزهای
که همرنگ آن چرخ مینا نداشت
همه خیره در جلوه و رنگ او
ولی جلوه در دیده ما نداشت
که فیروزهای پربها بود لیک
بها پیش چشم ثریا نداشت
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.