اثر ادبی

شمارهٔ ۳۸

امیر معزی•قصاید•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

ای به عدل تو جهان یافته از جور نجات

دولت و ملک ملک را زبقای تو ثبات

۱

گر بنازند وزیران‌ کُفات از تو سزد

زانکه هم شمس وزیرانی و هم صدر کفات

۲

آن وزیری تو که از بعد رسول قُرَشی

بر تو زیبد که دهد اهل شریعت صلوات

۳

با تو یک ساعت اگر رای زدی اسکندر

از پی چشمهٔ حیوان نشدی در ظُلَمات

۴

چون بدیدی به حقیقت خرد و فضل تو را

خوردی از چشمهٔ فضل و خردت آب حیات

۵

هست دایم زده انگشت تو ای صدر روان

هر یکی بیشتر از دجله و جیحون و فرات

۶

سر فرازد اَمَل و تازه شود روی امید

چون تو در دست قلم گیری و در پیش دوات

۷

برکات همه عالم بود اندر قلمت

چون به توقیع کند در کف رادت حرکات

۸

کوکب سعد چو در بُرج شرف سیر کند

عالمی را بود اندر حرکاتش برکات

۹

عین دیوان ادب را تو چنان داری یاد

که ادیبان به از آن یاد ندارند صفات

۱۰

صاحب جمهره در عهد تو گر زنده شود

بدل جمهره از شرم تو خواند ادوات

۱۱

بر تو باید که سخن عرضه کند مرد سخن

که مقادیر سخن را تو شناسی درجات

۱۲

منم آن بنده که باغ دلم از خدمت توست

تازه و سبز چنانک از دم نوروز نبات

۱۳

از رضای تو سرافراخته تا روز جزا

در وفای تو دل افروخته تا روز وفات

۱۴

نیست بر رای تو پوشیده که یک سال مقیم

بوده‌ام در وطنی خشک و تهی از حسنات

۱۵

سوی درگاه تو از خانه بدان آمده‌ام

تاکنم شغل بنین ساخته و شغل بنات

۱۶

تا گهر آرد دستم چه مرا گویی خُذْ

تا گهر بارد طبعم چه مرا گویی هات‌

۱۷

غم اِفلاس همی تیره‌ کند خاطر من

که دهد جز تو مرا از غم افلاس نجات

۱۸

به سرِ تو که به‌ من بنده مُهنّا نرسید

صِلَت تو که به‌خط پار مرا بود برات

۱۹

از تو امسال صِلت نقد همی دارم چشم

تا کنم در کتب شکر تو عنوان صلات

۲۰

تا به‌ شرع اندر تکبیر صلوت است و سلام

باد شکر تو فریضه چو صیام و چو صلوات

۲۱

همه انبوهی زوار به‌ درگاه تو باد

همچو انبوهی حجاج به‌ دشت عرفات

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…