اثر ادبی

شمارهٔ ۹۰

امیر معزی•قصاید•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

از دولت عالی به سعادت ستدم داد

زین خلعت فاخر که خداوند مرا داد

۱

جون دجلهٔ بغداد مرا بود دو دیده

دجله بشد و خانهٔ من‌گشت چو بغداد

۲

در پیش شهنشاه چو دو بیت بگفتم

از جود شهنشاه شدم شاعر استاد

۳

آباد بر آن شاه‌ که از جود کف او

ویران شده بر شاعر نوبر شده آباد

۴

ای خسرو دین‌پرور و ای شاه جهانبخش

بند همه شاهان به سر تیغ تو بگشاد

۵

هر شاه‌ که‌ گنج و سپه آراست به‌ گیتی

گنج و سپه خویش به‌ پیش تو فرستاد

۶

تا بخت تو بر نصرت دین دست برآورد

بس دشمن سرگشته که از پای درافتاد

۷

تیر تو چو غربال کند ا‌غیبهٔ‌ا جوشن

تیغ تو چو سیماب کند آهن و فولاد

۸

آن کیست که دل درکف پیمان تو نسپرد

وان کیست که سر بر خط فرمان تو ننهاد

۹

تو نوش خوری دایم و بدخواه خورد زهر

تو باده کشی دایم و بدخواه کشد باد

۱۰

شش چیز تو را هست در این خانهٔ شاهی

فتح و ظفر و نصرت و دین و شرف و داد

۱۱

ملک همه آفاق تو داری به سعادت

همواره چنین خواهم و همواره چنین باد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…