اثر ادبی

شمارهٔ ۱۰۶

امیر معزی•قصاید•وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
♡
۰

بتی کاو نسبت از نوشاد دارد

دلم هر ساعت از نو، شاد دارد

۱

به روی خویش کوی و برزن من

چو لعبت‌ خانهٔ نوشاد دارد

۲

به صورت هست نیکوتر ز ‌شیرین

مرا عاشق‌تر از فرهاد دارد

۳

بر آن بت هست مادر زاد عشقم

که این بت حسن مادر زاد دارد

۴

رخ او هست چون بغداد و چشمم

نشان دجلهٔ بغداد دارد

۵

به‌ سرخی چهرهٔ او ارغوان است

به گرد ارغوان شمشاد دارد

۶

به نرمی سینهٔ او پرنیان است

به زیر پرنیان پولاد دارد

۷

بر آن عاشق نیارد کرد بیداد

که او مهر امیر راد دارد

۸

معین دولت سلطان عادل

که طبع پاک و دست راد دارد

۹

سپهداری که اندر لشکر خویش

هزاران گرد چون کشواد دارد

۱۰

به رای پاک خویش آزادگان را

ز بند روزگار آزاد دارد

۱۱

به رزم اندر ز سهم هیبت خویش

همه فولاد دشمن لاد دارد

۱۲

بدان ماند که تیغ آب رنگش

فروغ آزر خرّاد دارد

۱۳

چو کفّار از تف دوزخ مخالف

ز تَفّ تیغ او فریاد دارد

۱۴

زمانه سال عمر هر تنی را

اگر هفتاد اگر هشتاد دارد

۱۵

ولیکن سال عمر دادبک را

صد و هفتاد ره هفتاد دارد

۱۶

امیرا خانهٔ مجد و مروت

ز عقل و عدل تو بنیاد دارد

۱۷

کسی کاو دین و داد و دانش آموخت

دل و طبع تو را استاد دارد

۱۸

زعدل و جود نوشِروان و حاتم

هر آنکس کاو حدیثی یاد دارد

۱۹

کجا عدل تو و جود تو بیند

حدیث هر دو یکسر باد دارد

۲۰

همه ساله معزی در مدیحت

قلم چون حکم تو نَفّاذ دارد

۲۱

ز شعر آورد نزد تو عروسی

که از اقبال تو داماد دارد

۲۲

همیشه تا هوا سردی و گرمی

ز ماه بهمن و خرداد دارد

۲۳

بنای عمر تو آباد داراد

که عمرت دین و ملک آباد دارد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…