اثر ادبی

شمارهٔ ۲۶۶

امیر معزی•قصاید•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

این منم یافته مقصود و مراد دل خویش

با حوادث شده بیگانه و با دولت خویش

۱

وین منم دیده و دل کرده پس از چندین سال

روشن و شاد به دیدار ولی‌نعمت خویش

۲

صدر اسلام عمادالدین‌ْ بوبکر که هست

چون قوام‌الدین نیکوسیر و نیک‌اندیش

۳

آن وزیری که جهان شد همه از دست سه‌بار

باز دست آمد چون پای نهاد اندر پیش

۴

هر که زو مقبل و برنا و توانگر گردد

تا قیامت نشود مُدبر و پیر و درویش

۵

ای نکوخواه‌ تو را مهر تو چون شربت نوش

وی بداندیش تو را کین تو چون ضربت نیش

۶

در پناه تو به حشمت نگرد باز به‌ کبک

در حریم تو به حرمت نگرد گرک به میش

۷

اجل از دشمن تو باز نگردد به خیال

آهن و سنگ به هم بازنگیرد به سریش

۸

تا که از نکبت ایام شود عبرت خلق

هر که را کین و خلاف تو بود، مذهب و کیش

۹

آن‌ کند تابش تیغ تو به خفتان و زره

که‌ کند تابش مهتاب به‌ کتان و حشیش

۱۰

منم آن بنده که احسان تو شد مرهم من

چون شد از تیر حوادث دل من خسته و ریش

۱۱

نکنم یاد ز تاراج و نیندیشم ز آنْکْ

مرکبم بود خرِ لنگ و لباسم فَرْغیش

۱۲

شکر اِنعام تو گویم‌ که به توفیق خدای

رنج من‌ کم شد از احسان تو و راحت بیش

۱۳

تاکه دینار پریشد بر زان باد خزان

باد بر سیم و سمن خانه ی تو مشک پریش

۱۴

دوستان تو سراسر ز در خنده و ناز

دشمنان تو یکایک زدر گریه خریش

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…