اثر ادبی

شمارهٔ ۲۶۷

امیر معزی•قصاید•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش

وی در همه آفاق نموده اثر خویش

۱

از چین و ختا تا به فلسطین که رسانید

جز تو به جوانمردی و مردی خبر خویش

۲

خصمان تورا چون تن و جان در خطر افتاد

از کین تو جستند یکایک خطر خویش

۳

از خیره سری رغبت پیکار توکردند

تا در سر پیکار تو کردند سر خویش

۴

در کشور توران و به غزنین و عراقین

چون خواستی آوازهٔ فتح و ظفر خویش

۵

هر سه بگرفتی و سپردی به سه خسرو

در جود و شجاعت بنمودی هنر خویش

۶

هرگز پدر و جد تو این کار نکردند

پیشی تو بدین کار ز جد و پدر خویش

۷

زیبد که فرستی سوی حوران بهشتی

فهرست عجایب ز کتاب سِیَر خویش

۸

تا هدیه فرستند به درگاه تو از خلد

تاج و کمر و یاره و دُرّ و گهر خویش

۹

بس دیر نماندست که از بهر تو گردون

سازد کمر و کیش ز شمس و قمر خویش

۱۰

شاهان جهان چون کمر و کیش تو بینند

شاید که ننازند به‌ کیش و کمر خویش

۱۱

هرگز ز بر خویش سعادت نکند دور

آن را که تو یک بار بخوانی به بر خویش

۱۲

بر تخت شهنشاهی جاوید همی ساز

کار همه آفاق به عدل و نظر خویش

۱۳

شخص تو امان یافته از تیر حوادث

تو ساخته از عصمت یزدان سپر خویش

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…