اثر ادبی

شمارهٔ ۲۷۴

امیر معزی•قصاید•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

آمد به ‌فرخی و سعادت به دار ملک

صدری که هست بر قلم او مدار ملک

۱

اسلام را نظام و پسندیده صاحبی

کز فر او چو دار سلام است دار ملک

۲

فرزند فخر ملک محمد وزیر شاه

کایزد نهاد در حرکاتش قرار ملک

۳

اندیشه ‌و تامل ‌او را مسلم است

عِقد کتاب دولت و عقد شمار ملک

۴

هر روز نوبه نو همه دینار و گوهر است

از آستین همت او درکنار ملک

۵

یارست ملک را همه ساله وزارتش

آری وزارت است همه ساله یار ملک

۶

فرخنده شد به دولت او روزگار او

فرخنده شد به طلعت او روزگار ملک

۷

شمشیر و تیر خسرو و رای صواب او

پروردگار دین شد و پروردگار ملک

۸

این هست بَدر حشمت بر آسمان دین

وان هست سرو خَضر‌ت‌ بر جویبار ملک

۹

ای گوهر عزیز که هرگز نیافته است

غواص بخت چون تو گهر در بحار ملک

۱۰

آموختی تو که از پدر و جد خویشتن

تهذیب شغل دولت و ترتیب ‌کار ملک

۱۱

تو افتخار ملک و ملوکی و بوده‌اند

اسلاف تو به عز ملوک افتخار ملک

۱۲

تا حصن تو حصار بود ملک شاه را

ایمن بود ز تیر حوادث حصار ملک

۱۳

میزان عقل تو است و مَحَکِّ ضمیر تو

این را خبر دهند به وزن و عیار ملک

۱۴

تو ابر رحمتی و ز باران عدل تو است

همواره سبز و خرم هر شاخسار ملک

۱۵

تا ملک را نگار ز توقیعهای توست

گویی که عاشق است ملک بر نگار ملک

۱۶

زیرا که حور و ماه فرستد به‌ مجلست

تا تو کنی ز یارهٔ او گوشوار ملک

۱۷

اقبال تو ز روی زمین بر فلک شده است

تا از فلک ستاره فرستد نثار ملک

۱۸

خواهد شدن به ‌مِخْلْب‌ شاهین ز همتت

شاه ستارگان به فلک بر شکار ملک

۱۹

از فر شاه از تو همه یُمن و یُسر باد

هم بر یمین ملت و هم بر یسار ملک

۲۰

تا حَشْر در جهان ز وزیران و خسروان

تو یادگار دولت و او یادگار ملک

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…