اثر ادبی

شمارهٔ ۲۷۶

امیر معزی•قصاید•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

خدایگان جهانی و شاه با فرهنگ

به عدل چون عمری و به هوش چون هوشنگ

۱

نه‌ای بهار و بهاری چو کرد خواهی بزم

نه‌ای هژیر و هژیری چو کرد خواهی چنگ

۲

خدنگ فخرکند بر درخت صندل و عود

از آن قبل ‌که بود تیر تو ز چوب خدنگ

۳

پلنگ، کِبر کند سال و ماه بر دد و دام

از آن قبل ‌که جناغت بود ز چرم پلنگ

۴

حسام تو ز تن دشمنان رباید جان

پیام تو ز دل دوستان زداید زنگ

۵

هرآنگهی‌که تو آهنگ تیغ تیزکنی

اجل به جان بداندیش تو کند آهنگ

۶

شهنشها ملکا خسروا خداوندا

تویی نتیجهٔ اقبال و مایهٔ فرهنگ

۷

درخت و باغ تو گردد میان مجلس تو

جو نوبهار به بوی و چو آفتاب به رنگ

۸

ز بس بدایع نقش و نگار گوناگون

بهار خانهٔ چین است و صورت ارژنگ

۹

بدین درخت و بدین باغ شادمانی کن

همی شنو به‌سعادت خروش بربط و چنگ

۱۰

فرشتگان خدا از فلک همی‌گویند

خجسته باد تو را میهمانی سرهنگ

۱۱

همیشه باد تو را در سرور بزم شتاب

همیبثبه باد تو را بر سریر ملک درنگ

۱۲

چنین و بهتر از این باش با هزاران سال

جهان‌ گشاده به تیغ و قدح‌ گرفته به‌ چنگ

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…