اثر ادبی

شمارهٔ ۳۸۳

امیر معزی•قصاید•وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
♡
۰

نوروز بساط نو گسترد به گلزاران

در باغ بساط دی بربود چو عیاران

۱

بشکفت بهار نو شرط است نگار نو

ما و می و یار نو بر دامن کهساران

۲

خوش گشت کنون عالم شادند بنی‌آدم

دلها همه شد خرّم خاصه دل میخواران

۳

شد باغ پر از دیبا شد دشت بر از مینا

بر هر دو بود زیبا می خوردن هشیاران

۴

از قمری و از بلبل در هر چمنی غلغل

گلزار ز بوی‌گل چون طبلهٔ عطاران

۵

با طالع فرخنده باغ ازگهر آکنده

وز ابر پراکنده لؤلؤ بدل باران

۶

خوبان بر دلبازان از خوبی خودنازان

با غمزه چو غمازان با طُره چو طراران

۷

اندر چمن و گلشن از سوسن و گل خرمن

ما برگل و بر سوسن تکیه زده با یاران

۸

اقبال ندیم ما وافروخته دیم ما

بدخواه ز بیم ما دلخسته چو بیماران

۹

در طبع همه شادی در دست همه رادی

وز بخت به آزادی خورشید جهانداران

۱۰

سلطان بلند اختر شاهنشه دین‌پرور

شاهی که سِتَد یکسر جباری جباران

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…