اثر ادبی

شمارهٔ ۴۰۵

امیر معزی•قصاید•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

ای ساقی نو آیین پیش آر جام زرین

می ده به دست سلطان بر یاد فتح غزنین

۱

گر چیره شد سلیمان یک چند بر شیاطین

امروز شاه سنجر شد چیره بر سلاطین

۲

پیلان شدند خسته خصمان شدند غمگین

خصمان ز درد و حسرت پیلان به تیغ و زوبین

۳

درهم شدند لشکر برهم زدند همگین

آن تاج‌های زرین و آن تخت‌های سیمین

۴

دشمن به کوه و صحرا مسکن گرفت مسکین

از خار کرد بستر وز خاک کرد بالین

۵

شد ملک حون ترازو فرمان شاه‌ ساهین

شد خصم چون‌کبوتر شمشیر شاه‌ شاهین

۶

از سروران ماضی از خسروان پیشین

در هند و زابلستان فتحی‌ که‌ کرد چونین

۷

تا کی زکار خسرو وز روزگار شیرین

وز سرگذشت بیژن وز داستان گرگین

۸

چون هست فتح سلطان تاریخ دولت و دین

اخبار او همی خوان واثار او همی بین

۹

فتحش رسید امسال از هند تا در چین

عدلش رسد دگر سال از روم تا فلسطین

۱۰

از ما ثناست او را وز کردگار تلقین

وز ما دعاست او را وز روزگار آمین

۱۱

بادا همیشه خرم برکف شراب نوشین

گاهی به مرو شهجان‌ گاهی به بلخ بامین

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…