اثر ادبی

شمارهٔ ۱۴

امیر معزی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

مرا گذر به‌سوی کوی یار باید کرد

زدیده بر سرکویش نثار باید کرد

۱

چو در فتاد به‌دام آن نگار سیم اندام

سه بوسه از دو لب او شکار باید کرد

۲

چو وصل بر سر کوی استوار خواهد شد

‌در سرای به قفل استوار باید کرد

۳

همه حدیث سماع و شراب بایدگفت

همه حکایت بوس وکنار بایدکرد

۴

وگر به وقت صبوح از خمار باشد رنج

شراب و بوسه علاج خمار باید کرد

۵

چو یار نیست به دست آرزوست اینکه مرا

نخست باری تدبیر یار باید کرد

۶

شفیع باید بردن مگر بسازد یار

چو یار ساخته شد سازگار باید کرد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…