اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵

امیر معزی•غزلیات•وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
♡
۰

مشک نقاب قمر خویش ‌کرد

سیم‌ حجاب حجر خویش کرد

۱

تا من بیچارهٔ دل خسته را

عاشق اندوه بر خویش کرد

۲

عیش من از ناخوشی آن خوش پسر

همچو شرنگ از شکر خویش‌کرد

۳

دید دلم ناوک مژگان او

حلقهٔ زلفش سپر خویش کرد

۴

کردم با او ز لطافت بسی

آنچه پدر با پسر خویش کرد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…