اثر ادبی

شمارهٔ ۱۷

امیر معزی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد

خط آمد وکنارهٔ ماهش سیاه کرد

۱

آن خط مشک بوی که بر عارضش دمید

بر گل سپاه مورچه‌ گویی که راه کرد

۲

چیره شدیم ما به‌ گنه بر به عشق از آنک

صد ره به عجز توبهٔ ما را تباه‌کرد

۳

وز توبه برکنار فتادیم از آنکه او

رخسارگان چو توبهٔ ما را سیاه کرد

۴

بنمود بامداد زخرگاه روی خویش

خیره بماند هرکه به ‌رویش نگاه کرد

۵

بس طبع را که چشم نژندش نژند کرد

بس پشت را که زلف دوتاهش دو تاه کرد

۶

زان پیش کافتاب برآورد سر زکوه

چون آفتاب روی به ایوان شاه کرد

۷

شاه بزرگوار ملک‌سنجر آنکه بخت

او را سزای مملکت و تاج وگاه کرد

۸

خواند خلیفه ناصر دینش زبهر آنک

هر جاکه رفت نصرت دین اِله‌کرد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…