۰
تیر شه را به نظم بستودم
شکر کرد و به فخر سر بفراشت
۱
آمد و بوسه داد سینهٔ من
رفت و پیکان به سینه در بگذاشت
۲
من ندانم که این ودیعت را
سینه تا کی نگاه خواهد داشت
تیر شه را به نظم بستودم
شکر کرد و به فخر سر بفراشت
آمد و بوسه داد سینهٔ من
رفت و پیکان به سینه در بگذاشت
من ندانم که این ودیعت را
سینه تا کی نگاه خواهد داشت
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.