۰
جهان گشاده ثنای تو را چو شیر دهان
زمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر
۱
غبار موکب تو کرده چشم گردون کور
صهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر
۲
فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردم
ربود تیغ تو هر لحظهای از آن لشکر
۳
هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشن
هزار مغفر و سر در میانه مغفر
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.