۰
شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر
عالم به تیغ دولت و رای صوابگیر
۱
کاوس وار تاختنی کن سوی ختن
صد گنج چون خزانهٔ افراسیاب گیر
۲
آباد کردهای همه عالم به عدل خویش
از تیغ خویش خانهٔ اعدا خرابگیر
۳
چون بنگری به طالع خویش و دعا کنی
طالع خجستهگیر و دعا مستجاب گیر
۴
گه اسب تاز و گاه نشاط شراب کن
گهگوی باز و گاه بهکف بر شرابگیر
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.