۰
ای شاه اگر سکندر دیدی حُسام تو
از سنگ و روی و آهن سدی نساختی
۱
پیش تو پشت مَعْن چو چوگان شدی ز شرم
گر با تو در سخا و کرم گوی باختی
۲
ور دست تو بدیدی محمود زابلی
از خاک سم مرکب تو سر فراختی
۳
من بنده از سخاوت و جود تو یافتم
امروز خلعت تو و نیکو نواختی
۴
رومی و اطلس و قصب و بدرههای زر
دو استر سبکرو و اسبی و ساختی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.