۰
برو زاهد به امیدی که داری
که دارم همچو تو امیدواری
۱
به جز ساغر چه دارد لاله در دست
بیا ساقی بیاور آنچه داری
۲
مرا در رسته دیوانگان کش
که مستی خوشتر است از هوشیاری
۳
بپرهیز از من ای صوفی بپرهیز
که کردم توبه از پرهیزکاری
۴
بیا دل در خم گیسوی او بند
اگر خواهی خلاصی رستگاری
۵
به دور گل خدا را توبه بشکن
که عهد گل ندارد استواری
۶
عزیزا نوبهار عمر بگذشت
چو بر طرف چمن باد بهاری
۷
بیا حافظ به پند تلخ کن نوش
چرا عمری به غفلت می گذاری
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.