اثر ادبی

بخش ۵ - و من طبقه الاولی من المتقدمین معروف الکرخی

♡
۰

از قدیمان مشایخ است، استاد سری سقطی ٭ و پیر او. شیخ الاسلام گفت: که کنیت او ابومحفوظ است نام پدر وی فیروز، و گفتند فیروزان و گفتند معروف بن علی الکرخی الزاهد

۱

پدر وی مولا بوده، دربان علی بن موسی رضا علوی، کی در مشهد طوس در گورست، و گویند بر دست وی مسلمان شده بود. وقتی علی بن موسی رضا بار داده بود، ازدحام کردند، وی در پای آمد، دران هلاک گشت.

۲

معروف از اجلهٔ مشایخ قدیم است بورع و زهد و فتوت معروف. باداود طائی صحبت کرده بود، و معروف سید بود از خداوندان ولایت و کرامات ظاهر. در سنه مائتین برفت از دنیا، و گور وی اکنون ببغداد بآنجا روند بدعا کردن و بتبرک و زیارت، و مجرب است کی هر که دعا کند مستجاب گردد. وی گفته: ما شیئی احب اللّه، و لاقرب الیه من قلب خاشع. و محمد منصور ٭ طوسی گوید، استاذ بوسعید خراز: که از معروف شنیدم در دعاءِ خود می‌گفت: اعوذ بک من امل نمنع خیرالعمل. و هم وی گفت کی صوفی است مهمان است، تقاضاء مهمان بر میزبان جفاست مهمان که بادب بود، منتظر بود و متقاضی نبود. و احمد حنبل گوید رحمه اللّه: که مردی گفت معروف را: کی مرا وصیت کن! گفت: اجهد ان لایراک اللّه الا فی زی مسکین.

۳

شیخ الاسلام گفت: کی معروف قرائی بود، وقتی با خواهرزاده گفت: کی ترا باو حاجت باشد با من بگو سئل عن معروف الکرخی عن المحبة فقال: المحبة لیس من تعلیم الخلق، انما هو من مواهب الحق و فضله

۴

مصطفی گفت : رب ذی طمرین لا یؤبه له لواقسم علی اللّه لاء بره. لا یؤبه له: ای لا یحتفل به لحقارته. و مصطفی در دعا می‌گفت: الهم انی اسئل بحق السائلین علیک و بحق الراغبین الیک، و بحق ممشای هذا الیک بحق این گامهای من و تو و فرا عمر گفت وقتی: نگر جز باللّه سوگند نخوری! و هم فرا عمر گفت وقتی: کجا می‌روی؟ گفت: بعمره. گفتک مرا بدعا یاددار! شیخ الاسلام گفت: کی چون باخودی حرمت نگاه دار! و کی خود نیٔ نیاز!

۵

اسرافیل از قدیمانست. شیخ الاسلام گفت: که وی استاد ذالنون مصری است بمغرب بوده، بمصر رسید بوده، ویرا سخنانست بسیار در زهد و توکل و معاملات نیکو.

۶

شیخ الاسلام گفت. کی وی بمصر شد، ششصد فرسنگ بیک سوال باسرافیل ٭ چون فرصت یافت پرسید از وی: هل تعذب الاشرار قبل الزلل؟ گفت مرا صبر ده سه روز. روز چهارم گفت: مرا جواب دادند: ار روا بود ثواب پیش از عمل، هم روا بود عذاب پیش از زلل. این بگفت و زعقهٔ بزدودر شورید، پس آن سه روز بزیست و برفت. شیخ الاسلام گفت: که آن سه روز جواب آن سه روز درنگ خواستن بود، اگر در وقت جواب دادی در وقت برفتی.

۷

شیخ الاسلام گفت: کی ربوبیت همه غیر عبودیتست و قسمتها بکرده پیش از کرد خلق، و خلق زبر حکم و خواست وی اسیر، تا هر یکی را در حکم رقم چیست عاقبت وی آن کند که خود خواهد وویرا است هرچه خواهد که خداوند است، و درآن عادلست، کس را «چون» و چرا ناید و نسزد کسی را، از بهر آنک وی کار بر علم و حکمت می‌کند و کرده، تا سزای هرکس چیست و عنایت وی بکیست؟

۸

وانشدنا للشافعی حمه اللّه، حین سئل عن القدر فانشاء یقول

۹

ما شئت کان وان لم اشأ

و ما شئت ان لم تشا لم یکن

۱۰

خلقت العباد علی ما علمت

ففی العلم یجری الفتی والمسن

۱۱

فهذا مننت و هذا خذلت

و هذا اعنت و ذالم تعن

۱فتح شخرف سید بوده، عبداللّه احمد حنبل گوید: کی از خاک خراسان چون فتح نیامده، گویند کی از کش بوده کنیت او ابونصر.

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…