اثر ادبی

شمارهٔ ١

ابن یمین•قصاید•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

ای کرمت نظم داده کار جهانرا

والی اقلیم جسم ساخته جانرا

۱

داده شتاب و درنگ از ره حکمت

قدرت تو هیأت زمین و زمانرا

۲

کرده گهر پاش و درفشان بطبیعت

از کرم ابر بهار و باد خزانرا

۳

بهر شکار خرد ز غمزه و ابرو

داده بهر ماهروی تیر و کمانرا

۴

در چمن گلشن وجود خلایق

کرده بسی جویبار آب روانرا

۵

هر چه ازین پیش بود و باشد ازین پس

علم تو دانسته آشکار و نهانرا

۶

می نرسد پا بر آستان جلالت

وقت سیاحت خیال و وهم و گمانرا

۷

لطف تو معنی نهفته در دل آگاه

حکمت تو در زبان نهاده بیانرا

۸

قدرت تو داده ترجمانی فکرت

ز اول فطرت سخن سرای زبانرا

۹

مهر تو در سنگریزه های بدخشی

تعبیه کرده است داروی خفقانرا

۱۰

از پی نظم امور عالم هستی

قوت اعطا و منع داده بنانرا

۱۱

شهپر مرغان که از قبیل جماد است

صنع تو کرده است آلت طیرانرا

۱۲

لطف تو کانرا نهایتی نه پدیدست

نظم معاش و معاد خلق جهانرا

۱۳

از همه عالم گزیده بهر رسالت

راهبر ساکنان کون و مکانرا

۱۴

شمع نبوت چراغ دوده آدم

احمد مرسل مثلث قمرانرا

۱۵

ابن یمین است روز حشر و رکابش

تا که بتابد سوی بهشت عنانرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…