اثر ادبی

شمارهٔ ٢٧ - وله ایضاً ملمع در مدح وجیه الدین مسعود شاه

♡
۰

ساقی الاصحاب مائا بارقا کالنار هات

لا تدافعنی و سافحنی به واذکر ولات

۱

ای به رخ مانند آتش وی به لب آب حیات

کشتئی میران ز دریای غم ار خواهی نجات

۲

راحتی لا تهجریها ساعه من راحتی

ان فی التأخیر آفات و وقت العیش فات

۳

تلخ شورانگیز در ده تا کند ابن یمین

کام جان شیرین که هست آن تلخ را اصل از نبات

۴

لو ترانی تارکا تدبیر امری لاتلم

و اعلمن ان الذی آت من الحالات آت

۵

فرصت امروزست و دی خود رفت و فردا نامده‌ست

وقت را دریاب و مگسل از مسا عیش غدات

۶

هات ساقینا شرابا من رآه حاله

لمعه من رأی من فاز الوری بالمکرمات

۷

خسرو عادل وجیه ملک و دین مسعود شاه

آنک گرگ از حفظ او مولع بود بر حفظ شات

۸

مالک الاملاک یبذال یری فی دینه

بذل ما فی راحتیه و اجبا مثل الزکات

۹

نسبت شاهی به غیر او در این دوران بود

چون الهیت که می‌بندند بر عزی و لات

۱۰

دائم فی عز منیع ثابت ارکانه

لایح ما لاح برق الال من ظهر الفلات

۱۱

هرکه سر بر خط فرمانش ندارد چون قلم

چشم بادا چشمه آب سوادش چون دوات

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…