اثر ادبی

شمارهٔ ۱۶

ابن یمین•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بیاض غمزه روی و سواد طره شب

ز روی و موی نمود آن نگار شیرین لب

۱

رخش سایه زلف اندرون بدان ماند

که آفتاب درخشان شود میانه شب

۲

کنم تحمل جور رقیبش از پی آنک

ز مار مهره بدست آید و ز خار رطب

۳

پیام دادم و گفتم که سوخت پیکر من

ز مهر روی تو چون از فروغ ماه قصب

۴

جواب داد که من ماهم و تنت قصب است

قصب ز پرتو مه گر بسوخت نیست عجب

۵

اگر چه آن صنم آذری خلیل منست

مرا عذاب چو نمرود میکند بلهب

۶

بیا و بر لبم آبی زن ایمسیح نفس

که تاب مهر تو میسوزدم در آتش تب

۷

ز سر برون نکنم جستجوت در همه عمر

اگر چه در تک و پویم شکست پای طلب

۸

سفر ز کوی تو ابن یمین چگونه کند

که باشد از رخ و زلف تو ماه در عقرب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…