اثر ادبی

شمارهٔ ۱۷

♡
۰

بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب

شام اگر هرگز ندیدی صبح صادق را نقاب

۱

گرد مشک سوده بر کافور می بیزد بلطف

تا بیکجا می نماید سایه را با آفتاب

۲

سبزه خطش بگرد پسته شکر فشان

همچو عکس شهپر طوطی است برگلگون شراب

۳

مردم چشمم ز عکس روی چون گلنار تو

همچو نیلوفر سپر میافکند بر روی آب

۴

هر رگی چون ارغنونم ناله دیگر کند

گوشمال از بس که مییابم ز چنگش چون رباب

۵

هم توان از وعده وصلش امیدی داشتن

گر کسی خوردست هرگز آبحیوان از سر آب

۶

یک شبی مست خراب از شام تا وقت سحر

در بر خود دیده ام آنماه را اما بخواب

۷

ناله ابن یمین از ترکتاز چشم اوست

از چه معنی میرود هندوی زلف او بتاب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…