اثر ادبی

شمارهٔ ۱۹

♡
۰

روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب

کی شدی از دیدن او دیده مشتاق آب

۱

چون گشاید از کمین ترک کمان ابرو خدنگ

بر غرض دارد گذر همچون دعای مستجاب

۲

تاب رخسار چو ماه او همی سوزد مرا

سوزد آری تار کتانرا فروغ ماهتاب

۳

شاد میگردم چو دلبر میکند با من عتاب

ز آنکه باشد دوستی بر جای تا باشد عتاب

۴

دلگشای و غم زدا آمد هوای یار من

چون صبوح اندر بهار و همچو عمر اندر شباب

۵

ای خط شیرین تو چون سبزه بر آب روان

زلف مشکینت میانش سایبان بر آفتاب

۶

سر بپایت درفکند ابن یمین از شوق و گفت

این که میبینم به بیداریست یا رب یا بخواب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…