اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹

♡
۰

ترا ز شکر شیرین از آن دمید نبات

که یافت پرورش از آب چشمه سار حیات

۱

اگر نه چشمه حیوان دهان تنگ تو بود

بگوی تا ز چه پوشیده گشت در ظلمات

۲

چو بر کشید قضا نیل حسن بر بقمت

مرا ز حسرت آن دیده گشت عین فرات

۳

بیا که بیتو مرا لذت حیات نماند

حیات بیتو چگویم که هست عین ممات

۴

شفای درد دلم لعل روحپرور تست

بیا که بیتو نیابد دلم ز درد نجات

۵

دلی که بسته زلفین مشکبار تو شد

چو زلف پر شکنت کس نبیندش به ثبات

۶

گشادم از پی وصل تو مصحف تقدیر

ز بهر فال بر آمد خط نخست برات

۷

گرم چو خامه سر از تن به تیغ بر دارند

نگردم از خط فرمانت تا بروز وفات

۸

بخاک ابن یمین گر گذرکنی روزی

هنوز بوی وفای تو آیدش ز رفات

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…