۰
توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست
غبار خط تو نقش و نگار خورشیدست
۱
فروغ روی تو کز لطف آب ازو بچکد
چو آتش است که در چشمه سار خورشیدست
۲
بگرد عارض تو خط عنبرین گوئی
هلال غالیه گون بر کنار خورشیدست
۳
بسان ذره دلم بیقرار گشت چو دید
که زیر سایه زلفت قرار خورشیدست
۴
کسیکه دید بناگوش و در شهوارت
سهیل گفت مگر گوشوار خورشیدست
۵
ز نور روی تو یکذره تافت بر خورشید
بحسن طلعت از آن اشتهار خورشیدست
۶
بنور چهره خود ظلمت از دلم بزدای
از آنکه تربیت ذره کار خورشیدست
۷
بسان دیده حربا همیشه ابن یمین
ز شوق روی تو در انتظار خورشیدست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.