اثر ادبی

شمارهٔ ۴۶

ابن یمین•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دلا بدست گرفتی می این چه دستانست

نه می گلست و نه طبعت هزار دستانست

۱

ز خوی دختر رز عفت و صلاح مجوی

که رو شناس خرابات و یار مستانست

۲

بدستکاری فعلش در اوفتد از پای

هر آنکه سرکش و پر دل چو پور دستانست

۳

کجا بخانه نشیند مگر بود محبوس

کسی که پرورش او بباغ و بستانست

۴

گرت قراضه زر بر کفست همچون گل

ز نور عارض او مجلست گلستانست

۵

و گر چو سرو تهیدست میروی بر او

مرو که او متنفر ز تنگدستانست

۶

شگفتم آید از آنکس که داد گوهر عقل

بمهر آنکه نه اندر خور شبستانست

۷

ز جام عشق طلب کن شراب جانپرور

که خون دختر رز بهر می پرستانست

۸

بشوی دست ز خویش و بس آنگه از می عشق

بسان ابن یمین مست شو که مستانست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…