۰
بر عارض آن بت که توان تن ازوست
خالیست که بدحالی مرد و زن ازوست
۱
گوئی که مگر سیاهی چشم منست
ز آنروی که روشنی چشم من ازوست
بر عارض آن بت که توان تن ازوست
خالیست که بدحالی مرد و زن ازوست
گوئی که مگر سیاهی چشم منست
ز آنروی که روشنی چشم من ازوست
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.