۰

چشم ترم به آب رسانیده آب را

حاجت نشد به رفتن دریا سحاب را

۱

وصل تو را زبخت سیه چون طلب کنم

از شب طلب نکرده کسی آفتاب را

۲

بر رغم من بود که نقاب افکند به رخ

باید کشید منتی از من نقاب را

۳

مقصود دل ز گریه فنا نیست و بس

از زخم نیست گریه بر آتش کباب را

۴

مشکل اگر جهان حذر از اشک من کند

بیمی ز سیل نیست سرای خراب را

۵

گیرم غمم به خواب گذارد چه سان دهم

جا در حریم عکس رخ یار خواب را

۶

هرکس که آشنای تو بیگانه نیست

بیگانگی ز چشمم از آن است خواب را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…