۰

ز یار شکوه عاشق به کفر نزدیک است

بدی که صاحب روی نکو کند نیک است

۱

دلم در آن خم زلفست گرچه خود دورم

چه غم ز دوری راهست دل چو نزدیک است

۲

همای روح سعادت به دام ما افتد

عجب که نگسلد این رشته سخت باریک است

۳

فتاده زلف تو چون سایه چراغ به پات

درست بوده که پای چراغ تاریک است

۴

کسی گمان نبرم کز تو جان تواند برد

که ترک چشم تو آشوب ترک و تاجیک است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…