اثر ادبی

شمارهٔ ۱۶

ابوالحسن فراهانی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

نسبتی محراب ابرو را به هر محراب نیست

آن چه در دل و آنچه در گل جا کند یک باب نیست

۱

بایدم محنت کشید و از سبب خاموش بود

عالم عشق ست اینجا عالم اسباب نیست

۲

از ملاقات صبا با زلف او چون زلف او

تا به کی بر خویش پیچم بیش از اینم تاب نیست

۳

ما بروی شادمانی ای فلک دربسته ایم

گر متاعت این بود مگشا که اینجا باب نیست

۴

این منم یارب که می بینم رخش را بی نقاب

ای خوشا بختی که من دارم اگر در خواب نیست

۵

تا به چشم آمد ز دل با اشک رنگ خون نماند

سیم را رنگی که در آتش بود در آب نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…