۰

دل به چین زلف بندم چین ابرو چون بپاید

زآن که چیزی کان نپاید، دل به او بستن نشاید

۱

گفتمش بنشین زمانی تا مگر سیرت به بینم

گفت چون خورشید بنشیند دگر کی رخ نماید

۲

ای که می گویی شبت را روزی از پی هست، یا رب

روز من از پی نیاید هرچه می آید بیاید

۳

بلبل از بیرحمی گل می کند فریاد و افغان

باغبان کز درد واقف نیست، گوید می سراید

۴

آمدی ممنونم اما گوئیا، ره کرده ای گم

گر نه لیلی ره کند گم بر سر مجنون نیاید

۵

گرچه منع از گریه کردی، زخم ها در دل افکندی

گر خدا یک دربه بندد، صد در دیگر گشاید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…