۰

به افسون بخت من چین از جبین یار نگشاید

بلی از هر نسیمی گل درین گلزار نگشاید

۱

چنان بگرفته در آغوش چشمم نقش رخسارش

که از یکدیگر او را مژده دیدار نگشاید

۲

همین فرق است از منصور تا من که آن چنان خوارم

که بهر سوختن هم کس مرا از دار نگشاید

۳

زمن هر ذره خواهان غم و ترسم که چون جایی

هجوم مشتری شد کاروانی بار نگشاید

۴

هوسناکان وصال دوست می جویند عاشق را

سرت گردم، گره بر کار زن تا کار نگشاید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…