۰
به پیش آتش آهم زبانهٔ آتش
چنان بود که ز آتش زبانهٔ آتش
۱
ز دوریت چو کشم آه بیشتر سوزم
بلی نسیم بود تازیانهٔ آتش
۲
درون تربت من چیست غیر خاکستر
جز این متاع چه خواهی ز خانهٔ آتش
۳
بیان درد دل خود به هر که کردم، سوخت
مگر زبان من آمد زبانهٔ آتش
۴
چنان به سوختن اندر غم تو خو کردم
که دور از آتشم اندر میانهٔ آتش
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.