۰
هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
سر بر سر زبان نگذاری به هوش باش
۱
سوسن نه ای به هرزه زبان آوری مکن
تا همچو گل عزیز شوی جمله گوش باش
۲
لب بسته دار چون صدف از تلخ و شور دهر
وانگه که لب گشایی گوهر فروش باش
۳
تا چند ژاژ خایی وافشای سر کنی
آتش نه ای تو خاکی رو پرده پوش باش
۴
ای آن که ترک هرزهدرایی نمیکنی
رو چون دراز زخم زبان در خروش باش
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.