۰

دگر بر گریه قادر نیست چشم اشکبار من

کسی کو تا بگرید بر من و بر روزگار من

۱

بود طفل عزیز خانه ی دل اشک رنگینم

گهی بر دوش مژگان است و گاهی بر کنار من

۲

غباری از تو گفتی دارم اندر دل عجب دارم

تو خود زین بیش بر باد فنا دادی غبار من

۳

شب از زلف تو بر دارد سیاهی و درازی را

به شب زان دارد الفت دیده شب زنده دار من

۴

رخی کز اشک خونین شسته شد زردی نمی بیند

بحمدالله خزان از پی نمی بیند بهار من

۵

تو گویی چاره دل کن ز اول دل نمیدادم

اگر در دست من بودی عنان اختیار من

۶

زبس کز شعله آه جهان سوزش کنم روشن

ز روز کس ندارد پای کم شب های تار من

۷

معانی تازه و الفاظ تر ، سیراب می‌گردد

اگر بر تشنه ای خوانند شعر آبدار من

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…