اثر ادبی

شمارهٔ ۵۷

ابوالحسن فراهانی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

گفتگویت می‌دهد یاد از عتاب تازه‌ای

یار گویا دیده بهرم باز خواب تازه‌ای

۱

بر رخت بس بود از زلف پریشانت نقاب

از خط مشکین چرا بستی نقاب تازه‌ای

۲

شب بود آبستن خورشید و خورشید رخت

باشد آبستن به شب مست آفتاب تازه‌ای

۳

خون عشاق قدیم ار می‌خوری دلشان بسوز

کین شراب تازه را باید کباب تازه‌ای

۴

هم تر و هم تازه است این شعر خواهم شاعری

کین زمین تازه را گوید جواب تازه‌ای

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…