۰

خوشم که با لب او آشنا نشد سخنی

کیم که رنجه کند لب به حرف همچو منی

۱

فغان که اشکم خون در تن آنقدر نگذاشت

که چون کشندم رنگین کنم به خون کفنی

۲

مرنج اگر گله کردم دلم زبس تنگی

نداشت جای که دروی گره شود سخنی

۳

به گریه کوش که تا نور در نظر داری

صبا نیاورد از مصر بوی پیرهنی

۴

به گاه سوختن دل کناره گیر و بسوز

نه شمع باش که سازی نخست انجمنی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…