۰

آفت صد دودمانی آتش صدخرمنی

ساده لوحی بین که گویم دشمن جان منی

۱

بر مراد یار باید بود در اقلیم عشق

دشمنم با خویش چون دانم که با من دشمنی

۲

ترسم این الفت که دارد با گریبان دست من

در قیامت نیز نگذارد که گیرم دامنی

۳

زیب دیگر داد داغ تازه باغ سینه را

گاه باشد کز گلی رونق پذیرد گلشنی

۴

های های گریه درد دوری از جانم ببرد

دل که دوری پر کند خالی نسازد شیونی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…