۰

خداوند آگهی کایم به خدمت

از آن آیم که آن دیدار بینم

۱

نه زان آیم که هم چون حلقه ی در

نشینم بر در و دیوار بینم

۲

درین مجلس که صاحب مجلش را

ز نخل عمر برخوردار بینم

۳

اگرچه کمتر از من کم توان یافت

کم از خود بینم و بسیار بینم

۴

مرا بر دل همین یارست ورنه

نیایم بیش چون کم بار بینم

۵

بدا داری که در جنب عزیزیش

عزیزان جهان را خوار بینم

۶

که گر آسان نیایم باز پیشت

ازین پس زندگی دشوار بینم

۷

تو خورشیدی ولی مه نیستم من

چرا در هرمهت، یکبار بینم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…